ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

88

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ديد كه دسته‌اى از سگ‌ها به او حمله كرده‌اند . و او برخى از آنها را كشته ، ولى برخى ديگر به او آسيب رسانده‌اند . اين خواب را براى ياران خود حكايت كرد . به او توصيه نمودند كه چند روز از خانه خود بيرون نرود . ولى او گفت : « من هرگز ، به خاطر هيچ چيزى ، نماز جمعهء خود را ترك نخواهم كرد . » يارانش به قدرى در گفتهء خود پافشارى كردند كه سرانجام حرف خود را به كرسى نشاندند و او را از تصميمى كه براى رفتن به مسجد گرفته بود ، بازداشتند . برسقى از شركت در نماز جماعت منصرف شد و قرآن را برداشت كه به قرائت آن مشغول شود . همين كه كتاب آسمانى را باز كرد ، نخستين عبارتى كه به چشمش خورد اين بود : وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً [ ( 1 ) ] دانست كه آنچه خداوند بخواهد همان خواهد شد . فوراً قرآن بر هم نهاد و بنا بر عادت هميشگى خود براى رسيدن به نماز جماعت سوار بر اسب شد . در صف اول جماعت مشغول نماز بود كه ناگهان عده‌اى بيش از ده تن كه تعدادشان با تعداد سگانى كه در خواب ديده بود برابر مىشد ، به او پريدند و با كاردهائى كه داشتند زخم‌هائى زدند . او سه تن از آنان را به دست خود زخمى ساخت . و خود بدست بقيهء آن افراد كشته شد . خداوند او را بيامرزاد . او مملوكى ترك محسوب مىشد . بسيار نيكوكار بود . دانشمندان و نيكان را دوست داشت . عدل و داد را مراعات مىكرد و به كار مىبست .

--> [ ( 1 ) ] - ما وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً : اين آخرين قسمت از آيهء 38 سورهء احزاب است . يعنى : فرمان خدا حكمى نافذ و قطعى خواهد بود . از قرآن مجيد با ترجمهء فارسى از مهدى الهى قمشه‌اى